آشنایی با اصطلاحات حقوقی1
ابلاغ :
رساندن اوراق دعوي مانند اخطاريه ،اجراي حكم سند و ... به اطلاع شخص يا اشخاص معين با رعايت تشريفات قانوني احضاریه:
ورقه اي است كه در ان قاضي امر مي كند تا كسي اعم از متهم مطلع يا گواه در دادسرا يا دادگاه حاضر شود
خطاریه:
يادآوري كردن رسمي يك يا چند موضوع در حدود مقررات به مخاطب است مانند اخطاريه براي حضور در دادگاه حقوقي ،يا ارايه اصول اسناد در دادگاه يا براي پرداخت ماليات توسط اداره دارايي
بلاغ واقعي
رساندن اوراق دعوي به خود شخص مخاطب ،يعني شخصي كه هدف از ابلاغ اطلاع دادن به اوست از طريق خودش يا وكيل اش .
ابلاغ قانوني
هر گونه ابلاغي كه مطابق مقررات قانون است ولي به شخص مخاطب يا وكيل او صورت نمي گيرد.
مثال : ابلاغ برگ اخطاريه به همسر مخاطب
اتلاف
از بين بردن مال ديگري را گويند چه قسمتي چه تمام آن.
اتلاف يا عمدي است يا غير عمدي كه هر دو باعث مسئوليت مدني است .
مثال : آتش زدن عمدي خانه ديگري یا روشن كردن آتش بيش از حد متعارف
اجاره
عقدي است كه به موجب آن يك طرف (موجر) منافع عين مالي را (مانند خانه يا خودرو) به ازاء دريافت اجاره بها به طرف ديگر (مستأجر)منتقل مي كند.
اجرت المثل
اگر بين موجر و مستاجر قراردادي نباشد مستاجر بايد وجهي بابت آنچه كه استفاده كرده به صاحب مال بدهد به اين وجه اجرت المثل مي گويند.
ارتفاق
حقي است براي ملك شخصي در ملك ديگري مانند حق عبور آب از ملك غير و حق گشودن ناودان در زمين ديگري.
ارش
در معاملات :
كسري كه صورت آن تفاوت قيمت صحيح و معيب روز تقويم مال مورد معامله و مخرج آن قيمت صحيح روز تقويم باشد.
در امور كيفري :
هر گاه در قانون براي عضوي ديه مقدر و تعيين نشده باشد براي آن عضو توسط كارشناس يا قاضي ارش تعيين مي گردد.
استرداد دعوي
در امور حقوقي هر گاه خواهان از دعوي خود با رضايت خودش از دادخواست وادعايش صرف نظر كند گفته مي شود خواهان دعوايش را مسترد كرده است
استشهاديه
ورقه اي است كه در آن شهادت گواهان در ارتباط با موضوعي كه مي خواهند شهادت بدهند نوشته مي شود
اشاعه
اجتماع و جمع شدن حقوق چند نفر بر مال معين را گويند.و مال مورد اشاعه را مال مشاع گويند
اضطرار
حالتي است كه در آن تهديدي صورت نمي گيرد ولي اوضاع و احوال براي انجام يك عمل طوري است كه انسان با وجود عدم رضايت آن كار را انجام مي دهد.
ظهار نامه
نوشته اي است كه مطابق مقررات قانون تنظيم و نويسنده خواسته قانوني و مشروع اش را در آن مي آورد و به وسيله مأمورين دادگستري به طرف مقابل ابلاغ مي شود.
اعاده حيثيت قانوني
هر گاه به جهت گذشتن مدتي كه قانون معين كرده وعدم محكوميت جديد كيفري به حكم قانون و بدون حكم دادگاه حيثيت مجرم به او باز گردد و اهليتي را كه از دست داده به دست آورد اين معني را اعاده حيثيت قانوني گويند.
اعاده دادرسي
از راههاي رسيدگي فوق العاده به پرونده هاي مدني يا كيفري است كه حكم قطعي در مورد آن صادر شده است.
اعراض
چشم پوشي كردن مالك از مالش را اعراض گويند .
اعسار
اگر شخصي به واسطه عدم كفايت دارايي يا دسترسي به مالش قدرت پرداخت هزينه دادرسي يا پرداخت بدهي اش را نداشته باشد مي گويند فلاني معسر است وبايد براي اثبات اعسارش درخواست اعسار از دادگاه صالح به عمل آورد.
افراز
دعوايي است كه شريك مال مشاع بر شريك ديگر به منظور تقسيم مال مزبور در صورت عدم تراضي براي تقسيم اقامه و طرح مي شود.
اقدامات تأميني
تدابيري است كه دادگاه براي جلوگيري از تكرار جرم درباره مجرمين خطرناك اتخاذ مي كند.
اقرار
اگر شخصي خبري را اعلام كند كه مفاد آن بر ضرر خودش و به نفع ديگري باشد اقرار نام دارد.
اكراه
رفتار و عملي است تهديد آميز از طرف كسي نسبت به ديگري به منظور تحق بخشيدن عمل مورد نظرش
التزام
تعهد كردن گاهي در قراردادها وجهي به عنوان وجه التزام آورده مي شود كه به منظور تأمين خسارت عدم انجام تعهد با تأخير آن مقرر مي شود.
اماره
هر چيزي كه حكايت از چيز ديگري داشته و در پرونده هاي مدني و كيفري ظاهراً جنبه كاشفيت از واقع دارد.
امانت مالكانه
امانتي است كه از طريق توافق مالك و امين بوجود مي آيد .
به كسي كه مال ديگري را به رسم امانت در تصرف دارد امان دار وكسي كه مال را نزد او به امانت مي گذارد امانت گذار مي گويند.
اموال بلاصاحب
اموالي است كه سابقه تملك دارند ولي مورد اعراض مالك آن واقع شده اند مانند مالي كه در دريا بر اثر غرق كشتي به اعماق دريا مي رود و مالك آن از آن چشم پوشي مي كند.
امور حسبي
به اموري گفته مي شود كه دادگاه ها بايد بدون ملاحظه اينكه در مورد آنها اختلاف ومرافعه اي وجود پيدا كرده يا نه وارد رسيدگي شده واتخاذ تصميم كند.
اناطه كيفري
عبارت از توقف رسيدگي يا تعقيب امر جزايي بر امر مدني يا تجاري يا اداري يا كيفري.
انتقال قهري
انتقال مال منقول يا غير منقول يا مطالبات كسي به ديگري بدون اينكه بين آن دو توافقي صورت گرفته باشد مانند انتقال اموال متوفي به ورثه اش .
انفال
اموالي است كه به موجب قانون متعلق به حكومت است . مانند جنگلهاي طبيعي ،اموال اشخاصي كه وارث ندارد.
انفساخ
انحلال قهري عقد را گويند .
اهليت
صفت كسي كه داراي جنون ،سفته،صغرسن، ورشكستگي و ساير موانع محروميت از حقوق نباشد .
ايفاء دفن
پرداخت دين را ايفاء دفن گويند.
بائر
زميني است كه داراي مالك ولي براي مدتي نامعلوم در آن كشف و زرع نمي شود .
بازپرس
مقام قضائي كه وظيفه اش تحقق از متهمين و انجام تحقيقات مقدماتي در پرونده هاي كيفري است
بالغ
دختري كه به سن 9 سال قمري و مردي كه به سن 15 سال قمري رسيده باشد.
بايع
كسي كه در معامله كالايي را مي فروشد در مقابل او مشتري يا خريدار قرار مي گيرد.
بذل مدت
صرف نظر كردن زوج از ادامه اثر عقد نكاح در ازدواج موقت و پايان بخشيدن به آن را گويند.
برائت
اصلي است فقهي و عقلي كه در امر كيفري و مدني به كار مي آيد.
بيع
نوعي عقد است كه يك طرف عين مالي را به ازاي دريافت پول يا مال معلومي به ديگري تمليك مي كند.
بيع سلف و سلم
پيش خريد ـ پيش فروش را بيع سلف و سلم گويند.
بيعانه
مقداري از بهاي معامله است كه از بابت اطمينان فروشنده از طرف خريدار به او پرداخت مي شود.
پايندان
به معني ضامن است .
تأخيرتاديه ـ خسارت
پولي است كه بر اثر تأخير بدهكار در پرداخت بدهي بايد به طلبكار بپردازد .
تأمين خواسته
تضميني است كه خواهان از اموال خوانده قبل از صدور حكم به نفع خودش از دادگاه مي خواهد.
تأمين دليل
صورت برداري دادگاه از دلايل اثبات دعوي قبل از طرح واقامه دعوي به منظور جلوگيري از زوال واز بين رفتن دلايل است كه به درخواست خواهان به عمل مي آيد.
مثلاً:
براي بررسي ميزان پيشرفت كار ساختمان در زمان پي كني و عدم انجام به موقع آن از سوي پيمانكار ،كارفرما مي تواند با تأمين دليل آن را براي آينده حفظ كرده و براي مطالبه خسارت استناد كند.
تبرع:
دادن مال بدون چشم داشت.
تجاهر
علن وآشكار.
تجري
اقدام به عملي كه جرم است از روي عمد و علم ، به معني تمرد هم مي باشد.
تدليس
اعمالي كه موجب فريب طرف معامله مي شود و شخص فريب خورنده تحت شرايط قانوني حق فسخ دارد.
ترك انفاق
ندادن خرج ومخارج اشخاص واجب النفقه در صورت داشت استطاعت را گويند.
تركه
دارايي متوفي كه بدهي و واجبات مالي و ثلث ازآن خارج شده است.
تسبيت 3
ضرر زدن به مال غير كه منشأ ضرر بوسيله خود مرتكب به هدف هدايت نشده ولي بر اثر تقصير يا بي مبلاتي و غفلت و عدم احتياط او ضرري متوجه ديگري مي شود.
تسليط
برابر اين اصل هر كس حق هر گونه تصرف كه مخالف شرع نباشد، دارد از اينرو هر مالكي نسبت به مايملك خود حق هر گونه تصرف و انتفاعي دارد مگر آنكه قانون استثنا كرده باشد .
تسليم
در عقد بيع عبارت است از اينكه فروشنده مال مورد معامله را به خريدار و خريدار بهاي معامله را به فروشنده كه منتقل كرده است به استيلا و تصرف او درآورد و در اختيارش قرار دهد .
تصرف
عبارت است از اينكه مالي در اختيار كسي باشد و او بتواند نسبت به آن مال تصميم گيري كند.
تصرف عدواني
تصرفي است كه بدون رضاي مالك مال غير منقول از طرف كسي صورت گرفته باشد.
در معناي عام كلمه تصرف عدواني عبارت است از خارج شدم مال از استيلا و تصرف مالك آن مال بدون رضايتش.
تصرف مالكانه
اگر كسي متصرف مالي باشد فرض قانوني آن است كه تصرف او مالكانه است.
تضمين
دادن وثيقه چه وجه نقد باشد يا غير آن مانند خانه و چه سپردن ضامن مانند دادن يك فقره چك براي تضمين حسن انجام كار يا تخليه.
تعزير
مجازاتي است كه نوع ( شلاق ، حبس، جزاي نقدي و...) و ميزان آن ( يكسال حبس، ده ضربه شلاق، ده ميليون ريال ) در شرع نيامده و توسط قاضي تعيين ميشود . در حال حاضر در كشور ما در قانون مجازات اسلامي مجازاتهاي تعزيري براي جرايم ارتكابي تعيين شده است. براي مثال مجازات خيانت در امانت شش ماه تا سه سال حبس تعزيري است .
تعدي
تجاوز از حدود اجازه يا متعارف نسبت به مال يا حق ديگري.
تعرفه
صورت قيمت ارقام كالا.
تعليق مجازات
تحت شرايطي محكوم به مجازات مي تواند از امتيازات اين تاسيس حقوقي استفاده كند و مجازات مقرر در حكم در مورد او به اجرا در نيايد.چنانچه در مدت ايام تعليق كه از دو تا پنج سال است مرتكب جرم شود علاوه بر مجازات جرم ارتكابي مجازات جرم قبلي كه به اجرا در نيامده نيز در مورد اجرا خواهد شد (به ماده 25 قانون مجازات اسلامي مراجعه شود)
تفاسخ
مترادف با اقاله است.
تقصير
از نظر حقوق به ترك عملي كه شخص ملزم به انجام آن است يا ارتكاب عملي كه شخص از انجام آن منع شده گويند . براي مثال برابر قانون اشخاصي كه داراي تخصص هستند و علم و مهارتشان در كمك به مصدومين حادثه موثر است تكليف دارند كه به مصدومين كمك كنند ترك اين عمل نوعي تقصير است.(تعدي) و يا اينكه مستاجر نبايد از ساختمان مسكوني براي راه اندازي كارگاه استفاده كند (تفريط)
تكرار جرم
هر گاه كسي به موجب حكم دادگاه به مجازات تعزيري يا بازدارنده محكوم شود چنانچه بعد از اجراي حكم دوباره مرتكب جرم قابل تعزير گردد دادگاه مي تواند در صورت لزوم مجازات او را تشديد كند.
تلف
از بين رفتن مال بدون دخالت مستقيم يا غير مستقيم مالك يا شخص ديگر.
تلف مبيع قبل از قبض
اگر مال مورد معامله قبل از تسليم و بدون تقصير و اهمال از سوي فروشنده ، تلف شود معامله خود بخود فسخ مي شود وبهاي معامله بايد به مشتري پس داده شود.
توقيف اجراء حكم
قطع موقت اجراء حكم يا قرار به دستور مقام صلاحيتدار پس از شروع به اجراء.
توقيف اجرايي
توقيف مال مديون يا محكوم عليه از طريق اجراء ثبت يا اجراي احكتم دادگستري اين توقيف مانع از تصرف مالك در مال خود مي باشد. 4
توقيف دادرسی
در دعاوي مدني پس از شروع به محاكمه در مواردي كه قانون تصريح مي كند مرجع رسيدگي ميتواند براي مدتي دادرسي را متوقف سازد مانند هنگامي كه يكي از اصحاب دعوي فوت ميكند.
تهاتر
يكي از اصحاب سقوط تعهدات است به موجب تهاتر دو طرف كه داراي تعهدي متقابل هستند و موضوع تعهدشان (اعم از اينكه وخه نقد يا اشياء باشد مثل برنج ، گندم و ...) به تعداد مساوي با يكديگر ساقط مي شوند اين تهاتر مي تواند با اراده طرفين يا به حكم قانون يا حكم دادگاه باشد.
ثالث
شخص ديگري غير از طرفين قرارداد.
ثلث
يك سوم تركه كه طبق وصاياي متوفي تصرف در آن بدون نياز به اذنن و اجازه ورثه اعتبار دارد.
ثلث باقي يا موبد
مالي غير منقول كه متوفي آن را از محل ثلث تركه براي صرف در مصارف خير معين مي كند كه منافع آن علي الابد و علي الدوام به مصرفي كه معين شده صرف گردد.
ثمن
بهاي معامله و مالي است كه به عوض كالاي مورد معامله از سوي خريدار پرداخت مي شود.
جرح
در دو معنا بكار مي رود يكي تجاوز به جسم آدمي است كه موجب خونريزي در قسمت بيروني بدن مي شود و ديگري ايراد بر عدالت ديگري نزد قاضي است . مثل جرح شاهد بواسطه نداشتن شرايط شهادت.
جرم
عملي كه قانون براي ان مجازات يا اقدامات تاميني مقرر كرده است مثل سرقت ، كلاهبرداري ، تصرف عدواني و ...
جعل
در امور كيفري عبارت است از قلب حقيقت يا بوسيله يك عمل مادي مانند الحاق كلمه اي يا دست بردن در متن يك سند اجاره يا در مضمون يك عمل حقوقي بدون اينكه همراه يك عمل مادي باشد مثل اينكه منشي دادگاه در نوشتن اظهارات متهم جعل كند بدين نحو كه متهم اقرار به ارتكاب جرم نكرده و مي گويد اتهام وارده را قبول ندارم و او از قول متهم ، با سوء نيت مي نويسد كه اتهام وارده را قبول دارم.
جلد
تازيانه را گويند و اگر مجازات حدي كامل باشد صد تازيانه است مثل حد زناي مردي كه همسر ندارد.
جنون
صفتي است كه فاقد تشخيص نفع و ضرر و حسن و قبح است جنون يا دايمي است يا ادواري ، هر يك از دو دسته جنون دايمي و ادواري ممكن است متصل به دوران كودكي باشد يا بعد از سن رشد عارض گردد.
جنين
فرزند مادام كه در رحم مادر است جنين ناميده مي شود.
چك
نوشته اي كه به موجب آن صادر كننده وجوهي را كه نزد ديگري دارد (بانك) ، كلا“ يا قسمتي از آن را به نفع خود يا ديگري از بانك مسترد مي كند.
چك بي محل
چكي است كه صادر كننده اش در تاريخ سر رسيد وجه و اعتباري نزد بانك نداشته و يا اگر دارد كمتر از ميزان مندرج در چك مي باشد.
چك وعده دار
چكي است كه به موجب آن صادر كننده به بانك دستور پرداخت چك را در راس موعد معيني مي دهد كه اين تاريخ با تاريخ صدور چك يكي نمي باشد و به اصطلاح چك روز نيست.
حبس
در امور مدني نوعي عقد است كه شبيه وقف ميباشد ولي با وقف تفاوتهايي دارد براي مثال در حبس ملك از مالكيت حبس كننده خارج نميشود در واقع حبس نوعي حق انتفاع از ملك ديگري را تحت شرايطي ايجاد ميكند اما در امور كيفري حبس نوعي مجازات است كه آن را مترادف با زندان مي دانند.
حجب
حالت وارثي است كه به علت بودن وارث ديگر از بردن ارث كلاً يا بعضاً محروم ميشود .براي مثال با بودن فرزند براي متوفي ديگر برادرش از او ارث نمي برد در اين حالت مي گويند فرزند متوفي حاجب برادر متوفي است. 5
حجر
نداشتن صلاحيت در دارا شدن حق يا اعمال حق را گويند مانند اينكه شخص ديوانه معامله اش بواسطه عدم اهليت و داشتن حجر باطل است به اين گونه اشخاص محجور گفته مي شود، مواردي كه موجب حجري شود عبارتند از : كودكي ، جنون ، ورشكستگي براي تاجر ، سفاهت.
حد
نوعي مجازات بدني است و حداقل و حداكثر ندارد براي مثال حد شرب خمر 80 تازيانه و زناي غير محصنه100 تازيانه است .
حرز
هر مكاني كه غير مالك بدون اذن مالك حق ورود به آن را نداشته باشد و در سرقت حدي هتك حرز يكي از شرايط تحقق جرم است . هتك حرز يعني خراب يا سوراخ كردن يا شكاف دادن يا جاي كندن وسايل محصور و محفوظ مانند ديوار پرچين ، گاو صندوق و ....
حريم
مقداري از اراضي اطراف ملك و قنات و نهر و امثال آن كه براي استفاده بهتر از ملك حفظ آن ضروري است.
حضانت
نگهداري مادي و معنوي و تربيتي طفل توسط كساني كه قانون مقرر كرده است.
حق ارتقاق
حقي است كه براي شخص در ملك ديگري مانند حق عبور،حق مجراي است .
حق انتفاع
حقي است كه به موجب آن شخص مي تواند از مالي كه عين آن ملك ديگري است يا مالك خاص ندارد استفاده كند مانند آنكه الف به ج اجازه دهد در ساختمان اش به مدت سه سال زندگي كند .(حق سكني)
حق حبس
در عقود معوض مانند عقد بيع هر يك از خريدار و فروشنده بعد از پايان قرارداد و امضاي آن حق دارد مالي را كه به طرف منتقل كرده به او تسليم نكند تا طرف مقابل حاضر به تسليم شود به طوري كه در آن واحد موضوع معامله وبهاي آن را به يكديگر تسليم كنند.
حق كسب و پيشه
حقي براي مستاجر مكان تجاري مانند بازرگان و پيشه ور كه به واسطه كسب معاش در يك مكان در طول زمان به دست مي آورند و با سرقفلي فرق ميكند . حق پيشه به تنهايي قابل معامله نيست و مستاجر نميتواند هم منافع عين مستاجره را براي خود نگه دارد و هم حق كسب و پيشه را به ديگري منتقل كند و مالي از اين راه بدست آورد بلكه هر دو را بايد با هم منتقل كند . اما سرقفلي پولي است كه مستاجر به مالك مي دهد و در صورت انتقال اجاره به مستاجر دوم از او مي گيرد.
حق الوكاله
اجرت و دستمزد وكيل
حكم
در امور مدني و كيفري چنانچه راي دادگاه راجع به ماهيت دعوي و قاطع آن باشد به آن حكم اطلاق مي شود براي مثال دادگاه در راي خود خواهان را به بي حقي محكوم ميكند يا خوانده را به پرداخت خسارت به خواهان محكوم ميكند.
حكم حضوري
اصل بر اين است كه آراي محاكم حضوري است مگر آنكه خوانده يا وكيل او در هيچ يك از جلسات دادرسي حضور نداشته يا لايحه اي در پاسخ به دعوي به دادگاه نفرستاده و يا ابلاغ اخطاريه به خوانده واقعي نباشد.
حكم غيابي
حكمي است كه حضوري نباشد غيابي.
حكم قطعي
حكم غير قابل اعتراض و تجديد نظر و يا حكم قابل اعتراض و تجديد نظر به عمل نيامده و نيز احكامي كه در مرحله تجديدنظر خواهي صادر ميشود.
حكم نهايي
حكمي استكه به واسطه طي مراحل قانوني يا به واسطه انقضا مدت اعتراض و تجديد نظر و فرجام دعوايي كه حكم در آن موضوع صادر شده از دعاوي مختومه محسوب ميشود.
حکم:
داور
حكومت قانون در زمان
مقصود از زمان ، زمان لازم الاجرا شدن قانون تا زمان منسوخ شدن آن است و مقصود از حكومت قانون يعني اعتبار قانون از زمان لازم الاجرا شدن تا زمان منسوخ شدن آن است و قانون در كشور ما 15 روز پس از انتشار آن توسط روزنامه رسمي لازم الاجرا ميشود.